۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

داستان با ربط

 
 
روزی در جمهوري دموکراتيک آلمان سابق يک کارگر آلماني کاري در سيبري پيدا مي کند.
او که مي داند سانسورچي ها همه نامه ها را مي خوانند، به دوستان اش مي گويد «بياييد يک رمز تعيين کنيم؛ اگر نامه يي که از طرف من دريافت مي کنيد با مرکب آبي معمولي نوشته شده باشد، بدانيد هر چه نوشته ام درست است. اگر با مرکب قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است.»
يک ماه بعد دوستان اش اولين نامه را دريافت مي کنند که در آن با مرکب آبي نوشته شده است:«اينجا همه چيز عالي است؛ مغازه ها پر، غذا فراوان، آپارتمان ها بزرگ و گرم و نرم، سينماها فيلم هاي غربي نمايش مي دهند و تا بخواهي دختران زيباي مشتاق دوستي- تنها چيزي که نمي توان پيدا کرد مرکب قرمز است.»
 
به برهوت حقيقت خوش آمديد/ اسلاوي ژيژک/ترجمه فتاح محمدي

هیچ نظری موجود نیست: