۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

من با خودم عهد كردم sms نفرستم ، اما ميتونم اينطور بفرستم كه !!!

 
 
کسی را دل مگر سنگ باشد / که بگذارد کسی دلتنگ باشد . . .
 
..........................................
 
نام تو را تا میبرم قلبم غریبی میکند / چشم انتظاری در دلم درد عجیبی میکند .
 
..........................................
 
از آبشار پرسیدم تو کیستی ؟ گفت : اشک کوه
گفتم : از چه میگریی ؟ گفت : از جدائی دوست . . .
 
..........................................
 
سلامت بگویم که در خاطری / گر از چشمم دوری به دل حاضری . . .
 
..........................................
 
زندگی را دوست دارم در پناه نام دوست / نام دلجوئی که همراهان نام اوست .
 
..........................................
 
تنها کسانی ما را می رنجانند که همیشه کوشیدیم از ما نرنجند . . .
 
..........................................
 
مگر میشود با سنگ انداختن های پیاپی در آب ، ماه را از آب گرفت . . . ؟
 
..........................................
 
هفت راز خوشبختی :
متنفر نباش ،
عصبی نشو ،
ساده زندگی کن ،
کم توقع باش ،
همیشه لبخند بزن ،
زیاد ببخش ،
یک دوست خوب داشته باش
........
البته مثل من !!
 
..........................................
 
خدایا طاقت هجرش ندارم ، تو میدانی که او را دوست دارم
شده در زندگی لیلای عشقم و من مجنون عشقش در دیارم . . .
 
..........................................
 
اشکات
 
و پاک کن همسفر ، گاهی باید بازی رو باخت
اما اینو یادت باشه ، که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت . . .
 
..........................................
 
ای به خلوتگه دل محرم راز / با پیامی دل ما را بنواز
گر بگیری ز دلم تو خبری / میکنم هدیه به تو بال و پری . . .
 
..........................................
 
دریا که بزرگ شد ، نگاهش نتوان کرد / دو دل که یکی شد ، جدایش نتوان کرد .
 
..........................................
 

از دور برایت گلی میفرستم که نامش سلام و بویش عطر دوستی
و پیامش غم دوری توست . . .
 
..........................................
 
الهی هر کجا باشی وجودت بی بلا باشد / سرو دستت علی گیرد ، نگهدارت خدا باشد
 
..........................................
 
کمکم کن ، نذار سهم من از دوست داشتن تو فقط حسرت باشه . . .
 
..........................................
 
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی / بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم . . .
 
..........................................
 
یادگاری از تو مونده چهار تا گلدون زرشکی / روی گلدونا نوشته تا ابد تو خود عشقی . . .
 
..........................................
 
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام / با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد . . .
 
..........................................
 
 
گاه گاهی به درد دل خود میخندم / خلق دارند تصور ، که دلی خوش دارم . . .
 
..........................................
 
هر کجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم / هر کجا پایت گذاری ، خاک نرم آن زمینم . . .
 
..........................................
 
با قلب لبریز از غمم امشب صدایت میکنم / با اشتیاق دیدنت ، دل را فدایت میکنم . . .
 
...........................................
 
خانه های جدول زندگی ام را دستان مهربانت یک به یک پر کرد !
رمز جدول چنین بود "دوستم بدار"
 
...........................................
 
 
 
اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار / میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار .
 
............................................
 
با دوست عشق زیباست ، با یار بیقراری / از دوست درد ماند و از یار یادگاری . .
 
..........................................
 

اگر یاد گلی کردی نگاهی بر رخ خود کن / اگر یاد خزون کردی نگاهی جانب ما کن . . .
 
..........................................
 
مُردم به خدا از غم هجران و جدایی/  ای دلبر دور از نظرم پس تو کجایی
 
..........................................
 

در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم
 
هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم . . .
 

..........................................
 
این اس ام اس از کشور عشق ، شهر مهر ، محله مصفا ، پلاک محبت
 
طبقه رفاقت ،زنگ صداقت اومده تا بهت بگه دوستت دارم . . .
 
..........................................
 
شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را
 
 قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را . . .
 

..........................................
 
 
تو طراوت باران ، تو سخاوت زمینی  / تو کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی .
 
 
 

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

Hekayat e Zendegi

 
 
درود بر شما

امروز داشتم به گذشت سريع زمان فكر مي كردم كه ناخودآگاه به يه جمله خيلي جالب برخوردم.
دلم نيومد براتون نفرستم
 
زندگي حكايت مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟
گفت : نه . ولي تمام شد !!!
 
بدرود
 
 
 

۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

سنجابي که عکس خانوادگي را خراب کرد


چند روزی است که عکسی در اینترنت منتشر شده که باعث شهرت فراوان یک سنجاب شده است. در این عکس سنجابی را می بینید که هنگام گرفتن عکس یادگاری به وسط صحنه پریده و به قول معروف عکس یادگاری را خراب کرده است. مثل وقتی که ما هنگام عکس روی کله دوستمان شاخ می گذاریم یا یا شکلک در می آوریم.


اما خود من هم مانند خیلی های دیگر به واقعی بودن آن شک کردم تا وقتی که معلوم شد این عکس دستکاری نشده است و واقعی است. ماجرا از این قرار بوده که این زن و شوهر برای تعطیلات به کنار دریاچه ای در کانادا رفته بودند و دوربین را روی سه پایه قرار داده بودند تا از خودشان عکس بگیرند. البته نکته کلیدی در اینجا است که دوربین روی حالت تایمر قرار نداشته. بلکه آنها توسط یک کنترل از راه دور عکس می گرفتند.

این زن و شوهر در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی msnbc تعریف می کنند که صدای شاتر دوربین باعث جلب توجه جناب سنجاب شده و به مقابل آن آمده است. در این هنگام بوده که در لحظه مناسب این عکس فوق العاده گرفته شده است.

به هر حال جدا از جذاب بودن، این عکس اثبات می کند که سنجاب ها هم به گجت ها علاقمند هستند.

۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

روزي که زن شما , رئيس شما شود


روزي که زن شما , رئيس شما شود !!!


تا حالا پيش خودتان تصور کرده ايد که اگر روزي زن شما ، در محل کارتان ، رئيس شما بشود ، چه عواقبي خواهد داشت؟

اگر مايليد تا گوشه اي از عواقب شوم اين وضعيت را دريابيد ، اين مطلب را تا آخر ، به دقت مطالعه کنيد !

اگر يکروز ، چند ساعت دير به محل کارتان برسيد...

واکنش همسر/رئيس شما : اين چه موقع اومدن به سر کاره؟ مي دوني ساعت چنده؟ چرا اينقدر دير اومدي؟ چيکار مي کردي؟ کجا بودي؟ با کي بودي؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

اگر يکروز از ارباب رجوع ، زير ميزي يا همان رشوه ، دريافت کنيد...

واکنش همسر/رئيس شما : اين چه کاري بود که تو کردي؟ چرا اين کار رو کردي؟ مگه حقوق خودت برات کافي نبود؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره؟ چرا خرجت اينقدر رفته بالا؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

اگر يکروز ، تقاضاي چند روز مرخصي نماييد...

واکنش همسر/رئيس شما : چرا تقاضاي مرخصي کردي؟ ديگه اتفاقي برات افتاده؟ جايي مي خواي بري؟ کجا مي خواي بري؟ چرا مي خواي بري؟ با کي مي خواي بري؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

اگر يکروز در پرونده هايي که زير دست شماست ، اشتباهي رخ دهد...

واکنش همسر/رئيس شما : چرا اين اشتباه رو مرتکب شدي؟ چرا توي کارت دقت نکردي؟ چرا چند وقته که بي دقت شدي؟ چرا اينقدر حواست پرته؟ انگار که فکر و ذکرت يه جاي ديگست؟ حواست کجاست؟ هوش و حواست پيش کيه؟ به کي داشتي فکر مي کردي؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

اگر يکروز ، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفي شويد...

واکنش همسر/رئيس شما : از صميم قلب بهت تبريک مي گم. تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدي. حالا بگو ببينم ، چي شد که يکدفعه اينقدر عوض شدي؟ چي باعث شده که اينقدر خوب کار کني؟ انگيزت براي خوب کار کردن چي بوده؟ مشوقت کي بوده؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

اگر يکروز بخواهيد از کارتان استعفا دهيد...

واکنش همسر/رئيس شما : چرا مي خواي استعفا بدي؟ مگه اتفاقي افتاده؟ پس مخارج زندگي رو چطوري مي خواي تامين کني؟ مگه شغل بهتري پيدا کردي؟ چه شغلي؟ کي برات پيدا کرده؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

اميدوارم که با خواندن اين مطلب ، به عمق فاجعه پي برده باشيد ! پس به شما توصيه مي شود که يا زوجه اي که رئيس باشد اختيار نکنيد ، يا نگذاريد که خانومتان رئيس شما بشود ، و يا اگر هم يک زماني خدايي نا کرده ، روم به ديوار ، خانوم شما رئيستان شد ، سريعا و بدون هيچگونه معطلي ، از محل اداره متواري شويد و به دنبال يک شغل ديگر برويد !


۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

ازدواج هاي عجيب در مکان هاي عجيب تر