۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

کوتاهترین داستان مهم دنیا


مردي تصميم گرفت براي آرامش به دريا بره و



تمام گرفتاري هاشو به دريا بسپره

{

|

{

|

{

|

{

|

{

|

اما

|

{

|

{

|

{

|

{

|

{

...هر كاري كرد زنش سوار قايق نشد

۵ نظر:

  1. بیچاره از آب میترسیده خب!
    شما به فکر4تیر باش نه این چیزاااااااا
    عروسی ما4تیر نیست3تیره،رو من هم واسه 4تیر حساب کن داداااچ!

    پاسخ دادنحذف
  2. دیگه ازدواج با انسان هاییییییییی!
    باهوش همینه دیگه!

    پاسخ دادنحذف
  3. می خوام فلش بک بزنم به جوونی همون آقا !
    - پدر پسر : پسر چرااینقدر دنبال این دختری ! به خدا همش گرفتاریه زن گرفتن ها !
    - پسر : تا باشه از این گرفتاری ها !
    ( نتیجه اخلاقی : خود کرده را تدبیر نیست ! )

    پاسخ دادنحذف
  4. این نباید جمله ای میبود که طرفدار میداشت
    من از این جمله بدم میاد
    چون خیلی بدم میومد نوشتم تا شاید شما هم بگین این مطلب بده
    اما نشد

    پاسخ دادنحذف